برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
134
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
مىنهاد « 523 » و حاكم آن را در طول جشن چندروزه بر سر داشت . ( تاجگذارى با كلاه [ به عربى قلنسوه ] « 524 » نيز شايد به همين روال مورد نظر بود . براى نشستن ، تخت به كار مىرفت كه ابتدا ساده بود ، امّا از جانب مردآويج زيارى ( 323 - 317 ه / 935 - 929 م ) با تقليد آگاهانه از روى نمونه « 525 » « ايران كهن » عصر ساسانى ، از طلا ساخته شد « 526 » ( براى كسانى كه به حضور مىپذيرفت تختى از نقره آماده بود ) « 527 » تا بدينوسيله ادعاى خود را كاملا مشخص كند كه مىخواهد « چونان حكايت سليمان و ديوهايش » ، « 528 » امپراتورى ايران را دوباره احياء كند و برترى عرب را ( حتى در دوران اسلامى ) به نابودى بكشاند . « 529 » حتى قبايل بدوى شرق ايران نيز از طريق رخج با مفهوم تخت آشنايى داشتند . « 530 » در
--> ( 523 ) . در طبرستان حدود سال 596 ه / 1200 م به مدت هفت روز ( با هداياى درباريان و غيره ) ؛ كه در روز هشتم مراسم بر تخت نشستن انجام شد : ابن اسفنديار : تاريخ طبرستان ، ص 255 . ( 524 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 8 ، ص 55 ( نزد زيديان در طبرستان ) ؛ بيهقى : تاريخ ، ص 46 ، ( سال 421 ه / 1030 م نزد مسعود غزنوى ) ، ص 437 ( سال 424 ه / 1033 در كرمان ؛ با دو حاشيهدوزى ) . ( 525 ) . آخرين شاه ساسانى مىبايستى تخت و تاج و لوازم قيمتى خود را در فرار براى ( پيلان شاه ) حاكم سرير در داغستان فرستاده باشد ، تا او ، آنها را تا هنگام روى كار آمدن مجددش نگاهدارى كند . بدين علّت اين حاكم مىبايستى عنوان « صاحب السرير » داشته باشد : مسعودى : مروج الذهب ، ج 2 ، ص 41 ؛ مقايسه كنيد با حدود العالم ، ص 454 . ( 526 ) . مسعودى : مروج الذهب ، ج 9 ، ص 8 . ( 527 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 8 ، ص 67 - 61 ، 96 ، 105 ؛ مسعودى : مروج الذهب ج 9 ، ص 27 . - سال 120 ه / 738 م حاكم عرب بلخ يك ( سرير » داشت ؛ و امير وى « كرسى » داشت : طبرى ، تاريخ 2 ، ص 1636 . ( 528 ) . مسكويه : تجارب الامم ، ج 1 ، ص 162 . ( 529 ) . مسكويه : تجارب الامم ، ج 1 ، ص 316 و بعد ( در تيسفون مىبايستى قصرهاى خسروان در طرح قديمى آن مجددا ساخته شده باشند ؛ تا آن زمان مردآويج مايل بود كه در واسط اقامت كند ) . ( 530 ) . ابن اثير : الكامل ، ج 7 ، ص 107 ( حدود سال 246 ه / 860 م ) .